ماسويه ثالث1
ماسويه دروغين دوم2. جراح ناشناس عربي كه احتمالاً در نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم، برآمد. براي اين، نام او را به صورت غيرعربي نوشتم تا از دو ماسويه ديگر شناخته شود، ابن ماسويه كبير (نيمهٴ اول سدهٴ نهم) و ماسويه مارديني يا ماسويه صغير (نيمهٴ اول سدهٴ يازدهم) كه هر دو مسيحي بودند. وي رسالهاي دربارهٴ جراحي تأليف كرد كه فراريوس (فرجبن سالم، نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم) آن را به لاتيني و يعقوببن يوسف لاوي در 1297، به عبري ترجمه كردند. متن عربي در دست نيست و ادعا شده كه هرگز وجود نداشته است. مسلماً، حتي با توجه به واژهها، نميتوان رسالهاي را كه مستقيماً از عربي ترجمه شده باشد با آنچه از چنين ترجمههايي اقتباس شده تشخيص داد.
رسالهٴ جراحي ماسويه در پنج كتاب است: 1) در باب كالبدشناسي و آنچه اندامها را تشكيل ميدهد (استخوانها، غضروف، عروق، اعصاب، و غيره)؛ 2) در باب كالبدشناسي اندامها (اجزاي اندامهاي جداگانه، درواقع اين كتاب حاوي فهرستي از ادويهٴ مفرده است)؛ 3) در باب معالجهٴ همهٴ علل و عوارض كه با دارو معالجه ميشوند و ترتيب معالجه و وسيلهٴ معالجهٴ آنها؛ 4) در باب معالجهٴ همهٴ بيماريهايي كه بدون دارو معالجه ميشوند از عوارض سر تا پا از قبيل شكستهبندي، فصد و بادكش؛ 5) قرابادين. دو فصل اول كتاب اول دربارهٴ كليات است: هشت خصوصيتي كه بايد طبيب دارا باشد؛ تعريف جراحي.
ي. مسلمانان غربي
ابن بيطار
ضيأالدين ابو محمد عبداللّهبن احمدبن بيطار مالقي، گياهشناس و داروگر مسلمان اسپانيايي، بزرگترين گياهشناس و داروگر مسلمان و قرون وسطا. در اواخر سدهٴ دوازدهم، در مالقه يا نزديكي آن زاده شد، و در 1248، در دمشق وفات يافت. شاگرد ابوالعباس نباتي، كه همراه او در حوالي اشبيليه به گردآوري گياهان پرداخت. مقارن 1219، اسپانيا را ترك گفت و از شمال افريقا عازم مشرق شد. در 1220، در بجايه بود، سپس عازم قسطنطين، تونس، طرابلس و برقه شد، احتمال دارد كه براي پرهيز از صحراي ليبي از راه دريا سفر كرده، در 1224، در انطاليه واقع در كرانهٴ جنوبي آسياي صغير بود. سپس، وارد خدمت ملك كامل